دوشنبه ۷ مهٔ ۲۰۱۲

shaun the sheep


من چوپان دروغگوی غمگینی را می شناسم
 که در آپارتمان دوری مستاجر است.
و وقتی دلش را در نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام؛
گوسفندان فرش ها و پرده هایش را چریده اند.

پنجشنبه ۳ مهٔ ۲۰۱۲

گیس


گفتیم یک نردبان بیاوریم، هر چه بلندتر. صد میلیون نفر بشویم. هر کدام روی یک پله. تو اولی باشی. باد که بوزد در موهایت پرچم زمین بشوی.

یکشنبه ۲۹ آوریل ۲۰۱۲

همه مان یک جوری گه هستیم

به بهانه پخش فیلم سعادت آباد در رسانه های تصویری 

یاسی (لیلا حاتمی) سوار ماشین S.U.V اش به طرف سعادت آباد میراند، صدای همایون شجریان با شعر تلخِ سیمین بهبهانی، "نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل . . ."، از پخش ماشین بلند است و فیلم سعادت آباد با نشانه ای کنایه آمیز شروع می شود.

  یاسی روبه روی آینه ی شکسته ی اتاقِ  خوابشان دارد بزک می کند. کنایه ای دیگر. تولد همسرش است. قرار است بهرام و تهمینه، علی و لیلا برای تولد محسن بیایند و در طول میهمانی لو برود که لیلا بچه اش را بی خبر از شوهر( برای از دست ندادن یک سفر کاری) سقط کرده است. علی داستان را بفهمد. داد و بیداد راه بیندازد. لیلا را بزند و در طول این جریان باز شخصیتهای  خودشان را لو بدهند که به قول بهرام :" همه مان یک جوری گه هستیم".

  سعادت آباد فیلم خوب متوسطی است. نه. فیلم متوسط خوبی است. جسارت دارد. با وجودی که اخلاقیات طبقه ی متوسطِ تازه مدرن شده ی به اصطلاح تازه به دوران رسیده را نقد می کند، خوشبختانه قضاوت یا مقایسه نمی کند . راهکار نمی دهد. منجی نمیشود. حتی سعی نمی کند سوال ایجاد کند و مخاطبش را دچار تقابل و چالش کند. همین است که اگر نقدی هم هست توی ذوق نمی زند.

  با این همه سعادت آباد قدش از یک جایی بلندتر نمی شود. فیلم بین صحنه های خوب و بد در نوسان است. از ابتدای فیلم آنقدر نشانه های گل درشت نشان میدهد که داستان را فاش می کند. در خیلی از موارد مخاطب از فیلم جلوتر است.

 به اعتبار چند نقدی که خواندم این فیلم بهترین فیلم میرکریمی است. فیلمی که یک جورهایی مثل هم سلفهایش، چهارشنبه سوری، کنعان، درباره الی و . . . به روابط انسانی ایرانی طبقه مدرن می پردازد و البته اغراق شده تر از همه آنها می گوید که ما چه گه هایی هستیم.
.



پی نوشت:
·       باید بگویم که از جایگاه منتقد سینمایی این یادداشت را نمی نویسم. یعنی این نوشته این ادعا را ندارد که نقد سینمایی است. صرفن چیزهایی است که به ذهنم رسید بعد از دیدن فیلم .
·       سعادت آباد فیلم خوش ساخت و جذابی است. علی الخصوص لیلی حاتمی و حامد بهداد در فیلم درخشیده اند. اما فیلم نامه فیلم زیر سایه سه گانه اصغر فرهادی می ماند. کانسپت فیلم، همان دورویی و عدم صداقت است که خیلی نزدیک است به فیلمهای فرهادی
.

شنبه ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

پرنس



این همان پا است.
 ساق، پوست، قوزک، همان که در کارتن سیندرلا کفش بلوری پوشیده بود.
امشب به نیمه نمیرسد.
 با موشها و خرگوشها گوشه اتاق هویج می خورم

دوشنبه ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

گردن آویز

آشفته  حال و  سودایی،   اندوهگین و  افسرده/ چادر  به سرنپوشیده، رخ  با حجاب  نسپرده
پروای   گیر و بندش نه،   وز گزمگان  گزندش نه/ فکر " بپوش  و پنهان کن" خاطر از او  نیازرده
چشمش   دو دانه یانگور  از خوشه ها جدا مانده/ دست زمانه صد خم خون از این دو دانه افشرده
دیوانه، پاک دیوانه،    با خلق خویش   بیگانه/   گیرم    برد جهان   را آب، او خوابش از جهان برده
بی اختیار و بی مقصد، با باد رفته این خاشاک/ خاموش و مات و سرگردان، بی گور مانده این مرده
یک جفت اشک و نفرین را، سرباز مرده پوتین را/ آوی ز کرده  بر گردن، بندش  به هم گره خورده
گفتم که: " چیست این معنی؟" خندید و گفت: "فرزندم/ طفلک نشسته بر دوشم، پوتین برون نیاورده ..."
سیمین بهبهانی

یکشنبه ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

یکشنبه ۲ ژانویهٔ ۲۰۱۱

happy new year

آقا جان! به سلامتی و میمنت این سال نکبتی 2010 هم تمام شد وبه قول مجریای خوش قریحه تلویزیون :"آغاز سال جدید میلادی رو به هموطنای عزیز مسیحیمون تبریک میگم". البته من نمی دانم واقعا شروع شدن یک سال جدید را باید تبریک گفت یا پایان یافتن سال قبلی. به نظرم منظور تبریک گوینده این است که" خُب امسال هم که زنده موندی و قِسِر در رفتی مبارک باشد!" به هر حال آرزو می کنم که سال، سالِ بهتری باشد  برای همه.
 فرصت کم است و باید جنبید آقا! این "مایاها" و "نوستراداموس" فرموده اند سال 2012 آخرش است. ایستگاه آخر.  بالاخره، آخر دنیا  میرسد و ما هنوز کامی نگرفته ایم از بهار! یک سال و خورده ای وقت دارید کامی بگیرید از بهار. پس کامی بگیریم از بهار